السيد الطباطبائي

213

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ممكن است يك كلمه يا دو كلمه يا يك جمله و دو جمله ، مختلف شود ، كه يا راوى در ظبط آن سهو كرده و يا نسخه بردار در نسخه بردارى سهو كرده باشد . اما به صورت يك ورقه ، دو ورقه ، پنجاه سطر و يكصد سطر ، جداً بعيد است . مگر اين كه ناشى از تصرّف عمدى باشد . و يكى ديگر از شواهد اين سخن ، پيچيدگى و ناتوانى در بيان است كه در اوايل اين حديث و در اواسطش هست ( و چنين بيانى از امام - ع - كه بيانش فصيح و بليغ است صادر نمى شود ) . والله اعلم . بررسى : دربار رساله دوم ( اهليلجه ) نيز مجلسى ( ره ) همه محتواى آن را تضمين نمى كند همانطور كه نسخه هاى مختلف را آورده است . و توضيحات علامه طباطبائى ( ره ) تحقيق بس مفيد درباره اين حديث است . توضيح : 1 - و همانطور كه مرحوم طباطبائى نيز اشاره كرد ، اين حديث ، اصل علوم كيهان شناسى و طب و . . . را ناشى از وحى مىداند نه نظام همه جانبه و گسترد آن را . مثلًا مخترع خط و خياطى ( مطابق احاديث اسلامى ) حضرت ادريس است كه غربيان او را هرمس مى نامند . كه بعدها به صورت خط هاى مختلف تكامل يافته و گسترده شده است . 2 - نهضت جديد علمى ، علم شيمى ، طب و دارو و امثال شان را در قالب وسيع و گسترده ريخت . اما كيهان شناسى ارسطو را از بن و بيخ بر كند ، زيرا بينش او از اصل و اساس هيچ ارتباطى با راه و روش هيچ پيامبرى نداشت و ندارد . 3 - مرحوم طباطبائى دربار علوم كيهان شناسى ، طب و داروسازى ، مى فرمايد « ممكن است اصل اين ها از طريق وحى و انبياء آمده باشد » . اما دربار آب درياها كه در حديث اهليلجه آمده كه نه كم مى شوند و نه زياد ، اصل موضوع را رد كرده است در حالى كه كلام امام ( ع ) به روشنى نشان مىدهد كه مراد اين است : آب درياها كه تبخير شده و به صورت